کد خبر 88342
۳۰ مهر ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

ایثار و انتظار

ایثار و انتظار

  انتظار همواره در آدمی حسی دوگانه می آفریند و او را در میان این دو حس بی قرار می کند؛ احساس بیم و امید. از یک سو دلش در آرزوی دیدار یار سفر کرده می تپد و هیجان سراسر وجودش را متلاطم می کند و از دیگر سو، نگران است مبادا مسافرش از راه نیاید،دیر بیاید یا بیاید و او آماده نباشد.    ازاین رو، انسان منتظر، خواب و خوراک ندارد؛ آرام و قرار ندارد؛ چشمش به پیچ کوچه است و گوشش به آواز در، که چه هنگام دق الباب شود و یار درآید. یک پایش در خانه است و پای دیگرش در کوچه و گذر. انتظار تعبیری کودکانه برای خواب های پریشان نیست، انتظار رؤیایی برای دل خوش بودن بیچارگان و ستم دیدگان دنیا نیست، انتظار نشستن و دست بردست ساییدن برای ظهور انسانی خارق العاده نیست بلکه راهی برای رفتن و انگیزه ای برای حرکت است تا آدمی خود را از زیر بار طاغوت ها برهاند و با خود سازی و خدا باوری، زنجیرهای ستم را ازدست و پای خود و جامعه خود بگسلاند و زمینه رویش درخت ایمان و عدالت را در زمین انسانیت فراهم آورد. آدم منتظر چگونه می تواند بیکار و بی تفاوت باشد؟ آیا رواست تنها به دعا و ادعا،به اشک و ناله بسنده کند و آرام باشد، وقتی پیرامونش لبریز از بیداد و ستم است؟ امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «باید هر یک از شما،اگرچه یک تیر برای قیام قائم آماده کنید».(۱) نمی توان سر در گریبان خود فرو برد و برای برآورده شدن مدینه فاضله، کاری نکرد و این همه را وظیفه یک تن دانست که باید از آسمان براید و کاری کند. نمی توان مانند قوم بنی اسراییل،پا روی پا انداخت و همه بارها را بردوش موسی و خدایش گذاشت. «گفتند: ای موسی! تا وقتی آنان در آن شهرند، ما هرگز پا در آن ننهیم، تو و پروردگارت برو و جنگ کنید، ما همین جا می نشینیم ».(۲) فرهنگ انتظار هیچ نسبتی با نشستن و گریستن یا لاابالی گری و بی تفاوتی ندارد. انتظار، جامه ای است که بر قامت مجاهدین دوخته شده است. امام خمینی (ره)می گوید: «بعضی ها انتظار فرج را به این می دانند که در مسجد، در حسینیه و در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان(عج) را از خدا بخواهند... فکر این که یک کاری بکنند، نبودند. بعضی هم می گفتند باید عالم پر از معصیت شود تا حضرت بیاید. ما نباید نهی ازمنکر کنیم. امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری می خواهند بکنند باید گناهان زیاد بشود تا فرج نزدیک شود. یک دست از این هم بالاتر می گفتند: باید دامن زد به گناهان، دعوت کرد مردم را به گناه، تا دنیا پر از ظلم و جور شود و حضرت زودتر تشریف بیاورد...».(۳) انتظار، مدالی است بر سینه آنان که وضع موجود را بر نمی تابند و پنجه در پنجه ستم گران و کژاندیشان می افکنند و موعود را، نه برای هواهای دنیایی خود، که برای کمال ایمان خود و جامعه انسانی می خواهند و می دانند که با بی تفاوتی راه به جایی نخواهند برد و هر روز به بیدادی تازه تن خواهند داد. امام علی(ع) در وصیت نامه خویش می فرمایند: «امربه معروف و نهی از منکر را ترک نکنیدکه در این صورت، اشرار شما قدرت را به دست می گیرند، آن گاه هر چه علیه آنان دعا کنید، به اجابت نمی رسد».(۴) اینکه در روایت داریم: «برترین اعمال امت من، انتظارفرج است» نشان می دهد انتظار بی عملی و بی تفاوتی نیست، که عمل است و جنبه ایجابی و فعال دارد. ظهور حضرت هم چون قله ای سر به فلک کشیده است که برای فتح آن باید رنج برد و عرق ریخت، باید حرکت کرد تا به آن دست یافت. این ماییم که باید بالابرویم ،و گرنه قله پایین آمدنی نیست. هیچ انقلابی بزرگ تر و دامنه دار تر از انقلاب جهانی نیست و هر چه این انقلاب بزرگ تر و آرمان هایش فراگیرتر و جهان شمول تر، سخت تر و پر رنج تر. باید به گونه ای زیست کنیم که در این راه، آماده گذشتن از جان و مال و آبرو در یک کلمه ایثارگر باشیم. باید دانست مهم ترین ثمره ظهور، تغییر و اصلاح در همه زمینه هاست؛ در زمینه دینی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و در همه زوایای زندگی. بنابراین، انسان منتظر نمی تواند در جهت این تغییر بنیادین کاری نکند و رنجی نبرد و حرکتی نکند و تنها به ادعای زبانی بسنده کند. راه همیشه هست، آن چه کمیاب است، رهروست. کارهای بزرگ، مردان بزرگ می خواهد. هر کس می خواهد دل به دریا بزند و تن به امواج خروشان آب بسپارد، باید دل از همه چیز بکند و سبک بار شود که هر چه در آب، عریان تر و بی تعلق تر باشی، کم تر به رنج می افتی و پرشتاب تر به ساحل امن می رسی. دریایی شدن، خیس شدن دارد، رفتن و شکستن دارد، غرق شدن دارد. امام باقر (علیه السلام) در پاسخ کسی که می گفت، مردم بر این باورند در وقت ظهور مهدی(عج)، همه چیز خود به خود درست و رو به راه می شود، فرمود: «به خدایی که جانم در قبضه قدرت اوست، چنین نیست. اگر بنا بود مشکلات فراروی مهدی، بدون هزینه و رنج بر طرف شود، این امر برای رسول خدا(ص) که سرآمد همه بندگان است، تحقق می یافت، در حالی که دندان های مبارک پیامبر با ضربه های دشمن شکست و از پیشانی مبارکش خون جاری شد» .(۵). پیشینیان با ما در کار این دنیا چه گفتند؟ گفتند: باید سوخت گفتند: باید ساخت گفتیم: باید سوخت، اما نه با دنیا که دنیا را! گفتیم: باید ساخت، اما نه با دنیا که دنیا را! (قیصرامین پور) پی نوشت ها : ۱.غیبت نعمانی،ص۳۲۰،ح۱۰. ۲.مائده:۲۴. ۳.صحیفه نور،ج۲۰،صص ۱۹۶-۱۹۷. ۴.نهج البلاغه،نامه۴۷. ۵.بحارالانوار،ج۵۲،ص۳۵۸. منبع:نشریه ساعت صفر ،شماره ۹  

برچسب‌ها